سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

زیر آسمان شب

یه بنده حدایی گفت چرا ایران روز بروز قویتر میشه و ثوطئه ها خنثی میشه خیلی زود ؟ گفتم نظز خودت چیه ؟ گفت ولا من خودم  تو همین فکرم  . گفتم دلیلش چند تا هست  : 1-جضور شهدا 2- ملت غیور و با

غیرت 3- رهبری فرزانه 4-جوان های با غیرت وانقلابی و قهیم 5- عاشق امام حسین  و... 


نظر

چون  داعش بدنش رامصلح کرد و مظلومانه به شهادت رسانند  یعنی زنده دست هایش را فطع کردند .سپس قفسه سینه اش را خرد کردند با لگد ، بعدش اورا به در حالیکه صورتش به طرف خاک بود و سرش را از پشت بریدند یعنی بر خلاف سربریدن بر خلاف معمول  ، وبدن مدتی در زیر آفتاب رها شد ه بود . و فیلمش را پخش می کنند تا زهر چشمی از  مسلمانان بگیرند و اون خوی دد منشی خود را نشان بدهد .اما بقیه شهدا مورد اصابت خمپاره یا تیر و...  قرار گرفته و به شهادت می رسند . به همین دلیل کمتر رسانه ای می شود . مظلومیت حججی  در مسلخ او را جهانی کرد .


 

 

زندگی کن به شیوه خودت …
با قوانین خودت … !!!
مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند …
برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی …
چه خوب … چه بد …
موضوع صحبتشان خواهی شد …!
پس زندگی کن به شیوه خودت …
چه خوب … چه بد …
.
.
.
درد ِ دل کـه می کنــی؛
ضعـف هـایـت، دردهـایــت را می گـذاری تـوی ِ سیـنی؛
و تعـارف می کـنی کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد بــردارنـد؛
تیــز کننــد …
تیــغ کننــد …
و بــزننـد بـه روحـت …!
.
.
.
در زنـدگـیت به ?سـے اعتــــماد ?ن ،
?ــہ به او ایمــــان دارے نه احســاس . . .
.
.
.
بعضی‌ آدمها...
با چشاشون گریه نمیکنن،
پا میشن،
یه سیگار بر میدارن،
و می‌رن تو بالکن...
.
.
.
زندگی سرشار از لحظه های نابی است که بی خیال از کنارشان می گذریم
جام زندگی پر از جرعه های شهد با هم بودن است
نگذاریم عادت هاله ای باشد برای رنگ باختن این همه فرصت و عشق
.
.
.
از تــــو چه پنهان ،
گاهی آنقدر خواستنی می شوی
که شروع می کنم
به شمارش تــک تــک ثانیه ها
برای یک بار دیگر رسیدن ،
به تـــــــــــو …


پاییــــــزِ مــــــن !
چقـــــــــــدر زود گذشت زمانی که بــ ه قــــول اخـــوان ســــــوار بر اسب یــال افشانت بودی...
چقــــــــدر دلــــــــم میخواهـــــــد کــ ه بمانــــی ...
کاش همیشـ ه پاییــــــز بود ...
.
.
.
پاییـــــــزِ من !
دلــــــــم نمی آید زیبایـــــــی هایت تمـــــــام شوند ...
کاش میمانــــــدی ...
.
.
.
یــــــــادت نرود اینجا کســـــــی هست که به اندازه تمام بـــرگ های رقصـــــــــــان پاییـــــــز
برایــــت آرزوهای خــــــــوب دارد...
دلــــــــــــم برای پاییـــــــــــز تنگ میشـــ ه...
.
.
.
پاییـــــــزِ من !
تــــــو را میسپارم بـــ ه آفریننــــده پادشـــــــاه فصــــل ها ... 
.
.
.
و پاییــــــز ثانیــ ه ثانیـــ ه در گـــــــــذر است...
.
.
.
پاییـــــــزِ من !
دلــــــــم نمی آید زیبایـــــــی هایت تمـــــــام شوند ...
کاش میمانــــــدی ...


می خواهم این بارهم بنویسم ،اما نمیتوانم......

می خواهم بازهم بیایم و از درد و غصه ام بگویم.....

از درد و غصه ای که تو از هیچکدامشان خبــر نداری......

ببیـــن دل نوشته هایم را......ببین گفته هایم را.....بخوان دردهایم را......

سکوت کرده ام در برابرت ؛سکوتی که سخت عذابم میدهد امـــــا......

دیگه دارم تمام میشوم....دارم به انتهای این بودنم می رسم....

از نبودنت دلگیر نیستم......ازاینکه زمانی بودی و حالا نیستی دلگیرم.....

میخواهم حرف بزنم ،میخواهم برایت تعریف کنم از روزهای سختی که گذراندم.... از ثانیه هایی که بی حضورت گذشت....از نمـــازهایم که تمامشان با بغض به پایان می رسد..... از دعاهایم که فقط بوی وجودت را میدهد.....

دنـیا دنیـا برایت حرف دارم....

اما همین که نامت میاید ،همین که اسمت در ذهنم تداعی میشود،همین که کسی احوالت را می پرسد...از درون می شکنم اما صدایی نمیدهم...هیچ نمیگویم....هیــــــچ......

فقط چشمانم را جوری می چرخانم که اشک هایم سرازیر و قصه دلـم برملا نشود.....


گاهی اوقات حس شیشه شکسته ماشین را پیدا میکنم .....بااینکه خرد شده ام اما از هم نمی پاشم.....

فقـــط یادت بـاشــــد....

تـو،به تمــام لحـظـه های مـن یک بودن بدهکاری........


http://atasheentezar.persiangig.com/jadid/k0001-emam-hosein.gif

 

 

گریه کن،گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تب دار حروف است که این روضه ی مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنه ی یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که«الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی...، تو خودت کربو بلایی...، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... تو کجایی...

منبع : تنهایی شبانه